على محمدى خراسانى

26

شرح كفاية الأصول (فارسى)

ابرامى بجا است امورى را تقديم كنيم ( در مجموع چهار امر وجود دارد كه عمدتا بيان واژه‌هاى به كار رفته در عنوان مسئله است نظير كلمهء « على وجهه » ، كلمه اقتضاء ، لفظ اجزاء ) [ مقدماتى كه مرحوم آخوند در بحث اجزاء بيان كرده‌اند ] قوله احدها : يكى از امورى كه از باب مقدمه ذكر مىشود ، راجع به كلمه « على وجهه » است . مراد از اين كلمه چيست ؟ چهار احتمال در اين رابطه وجود دارد 1 - مختار آخوند : مامور به را بر وجه آن بياوريم يعنى آن كيفيّت و نحوه‌اى بياوريم كه عقلا و شرعا بايسته است كه آن‌گونه اتيان شود . يعنى مامور را با كليهء اجزاء و شرائط معتبر در آنچه آنها كه شرعا معتبرند ( مثل ركوع و سجود و طهارت و استقبال و . . . در نماز ) و چه آنها كه به حكم عقل معتبر مىباشند ( مثل قصد قربت به معناى قصد امتثال امر ) بجا آوريم و هيچ نقص و كمبودى نداشته باشد . پس بحث در اين است كه آيا امتثال امر و انجام مأمور به با جميع جهات و خصوصيّات مزبور مجزى است يا نه ؟ و اين معنى خالى از هر اشكالى است . 2 - احتمال دوّم اينكه مراد از على وجهه خصوص كيفيّت و جهت معتبر شرعى باشد . يعنى مأمور به را با تمام اجزاء و شروط معتبر شرعى بياوريم ( و كارى به جهات عقلى ندارد ) آيا چنين اتيانى كافى است يا نه ؟ طبق فرمايش مرحوم آخوند اين احتمال دو اشكال دارد : الف ) بنابراين احتمال به نظر مىرسد قيد على وجهه در عنوان مسئله توضيحى و بيانى باشد . يعنى صرفا براى توضيح و تبيين كلمهء قبلى ( الاتيان بالمأمور به ) آمده و چيز اضافه نياورده است . به اين صورت كه خود اتيان به مأمور به يعنى انجام آنچه كه به اوامر شده‌ايم و ترديدى نيست كه در مجموعهء داراى اجزاء و شرائط شرعى ، مأمور به غير از همين اجزاء و شروط نيست . پس لفظ اتيان به مأمور به يعنى اتيان به آنچه شرعا معتبر است بر همان نحوى كه شرعا معتبر است و نيازى به لفظ ديگر نيست ، پس اگر قيد على وجهه هم به معناى مزبور باشد صددرصد تاكيد و توضيح خواهد بود نه احترازى و مبيّن مطلب زايد . درحالىكه توضيحى بودن خلاف اصل است و اصل در قيود احترازيّت است به ويژه قيدهايى كه در عنوان مسئله ذكر مىشوند .